برهان الدين محقق ترمدى

31

معارف ( مجموعه مواعظ و كلمات سيد برهان الدين محقق ترمدى ) ( فارسى )

را يك‌بار نمىنگرد ( و ) [ 1 ] مىگويند : « ما مؤمنيم » كلوخ بر لب بمال ايمان دلالة [ 2 ] است بدان شاهد گفتند : « دامن اين دلّاله را تاب ده كه او برد ترا و بس . » حسد سگ [ 3 ] نفس است كه بر سر مردار دنيا [ 4 ] الدّنيا جيفة 77 باشد كه چون [ 5 ] سگ ديگر بيايد آن سگ مىغرّد و مىغنكد [ 6 ] 78 امّا غذاى روحانيان غذاييست كه كم نخواهد شدن لاجرم در آنجا حسد نگنجد اگرچه خورندگان بسيار باشند اكنون اين سگان هرگز به بهشت در نيايند [ 7 ] مگر سگ اصحاب الكهف كه با او عقلست و دل و ايمان چون در آن سگ سگى نمانده است بيع آن سگ رواست كه كلب معلّم است 79 در بيع آن سگ [ 8 ] خلافى نيست اكنون گرد قلعهء وجود 80 درآ [ 9 ] و جنگ كن و هيچ محابا مكن در خرابى او چون ( شهر ديگرانست هر دروازهء كه استوارتر است بسوزان و چون ) [ 10 ] قلعه از آن تو شود [ 11 ] و ملك مسلّم گردد آنگاه عمارت مىكن آنگاه هر كسى را بجاى خويش بنشانى [ 12 ] و هيچ‌كس را نگذارى [ 13 ] كى از حدّ خود در گذرد ( كى ) [ 14 ] تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا

--> ( 1 ) - سل : ندارد ( 2 ) - سل : بر لب مال چنان كه خداوندم و شيخم مولانا بهاء الملة و الحق و الدين قدس اللّه تا ترا عقل و راى و انديشه است * ديدن ايزدت عيان پيشه است يك دمى نيست كش نمىبينى * پس چه در جست‌وجوى غمگينى ايمان دلاله است ( 3 ) - سل : حسد صفت سگ نفس است ( 4 ) - سل : دنيا ايستاده باشد كه ( 5 ) - سل : چون ( 6 ) - سل : وغنگد ( 7 ) - سل : نروند ( 8 ) - سل : كلب ( 9 ) - سل : وجود خود درآ ( 10 ) - اصل : ندارد از ( سل ) اضافه شد ( 11 ) - سل : قلعه تو شود ( 12 ) - سل : و هر كسى را بجاى خويش مى نشان ( 13 ) - سل : مگذار ( 14 ) - سل : ندارد